السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

38

تفسير الميزان ( فارسي )

و اما در اينكه معراج در چه سالى اتفاق افتاده اختلاف است ، بعضى گفته‌اند : سال دوم بعثت بوده و اين قول را به ابن عباس نسبت داده‌اند ، بعضى ديگر از آن جمله صاحب خرائج از على ( ع ) نقل كرده كه وى فرمود : در سال سوم بعثت اتفاق افتاده ، بعضى آن را در سال پنجم و يا ششم دانسته‌اند ، بعضى ده سال و سه ماه بعد از بعثت و بعضى دوازده سال بعد از بعثت و بعضى يك سال و پنج ماه قبل از هجرت و بعضى يك سال و سه ماه قبل از هجرت و بعضى شش ماه قبل از آن دانسته‌اند « 1 » . هر چه بوده بحث در آن و تتبع در سال و ماه و روز آن آن قدرها اهميت ندارد ، علاوه بر اين مستند و دليلى هم كه بتوان بر آن اعتماد كرد در دست نيست ، لذا از اين بحث صرفنظر مىنمائيم . چيزى كه بايد خاطرنشان ساخت اين است كه روايات وارده از امامان اهل بيت ، معراج را در دو نوبت مىدانند . و از آيات سوره نجم هم همين معنا استفاده مىشود ، زيرا در آنجا دارد : « وَلَقَدْ رَآه نَزْلَةً أُخْرى - بتحقيق آن را دفعه ديگرى بديد » تا آخر كه انشاء اللَّه به تفسير آن سوره به زودى خواهيد رسيد . و بنا بر اين جزئياتى كه در باره معراج در روايات وارد شده و با هم سازگارى ندارند ممكن است يك دسته آنها مربوط به معراج اول و يك دسته ديگر راجع به معراج دوم بوده و پاره اى ديگر مشاهداتى باشد كه آن حضرت در هر دو معراج مشاهده كرده است . آن گاه در محل وقوع اين حادثه نيز اختلاف ديگرى كرده‌اند ، بعضى « 2 » گفته‌اند از شعب ابى طالب به معراج رفتند ، بعضى « 3 » ديگر محل آن را خانه ام هانى دانسته كه پاره اى از روايات هم بر آن دلالت دارد ، آن گاه آيه شريفه مورد بحث را كه ابتداى آن را مسجد الحرام دانسته چنين تاويل مىكنند كه مقصود از آن تمامى حرم است كه آن را مجازا مسجد الحرام ناميده . بعضى « 4 » ديگر گفته‌اند از مسجد الحرام بوده چون آيه بر آن دلالت دارد و دليل ديگرى كه بتواند آيه را تاويل كند در دست نيست . ممكن هم هست از آن نظر كه گفتيم دوباره اتفاق افتاده بگوئيم : يكى از دو معراج از مسجد الحرام بوده و يكى ديگر از خانه ام هانى و اما اينكه از شعب ابى طالب بوده باشد در رواياتى كه متضمن آنست چنين آمده كه ابو طالب ( ع ) در تمام طول شب دنبال آن حضرت

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 6 و مناقب ، ج 1 ، ص 177 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 15 ، پاورقى ص 6 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 396 و روح المعانى ، ج 15 ، ص 6 . ( 4 ) تفسير فخر رازى ، ج 20 ، ص 146 .